من که از هابیل نبوده ام!
ای بابا ! انتظار پاکی مرا از افکارت بیانداز بیرون!
کار از این گزافه گویی ها گذشته!
بهشتت هم بگذار برای خودت و رفیقانت .اگر در آن , جا شدید ( ! )
من از این زنجیره های لا یتهانی بهشت که دست و پایم را میبندد حسابی کلافه میشوم!
که حتی عصیان برای یک (( نه )) را از من دریغ می کند!
همان بهتر که زنجیرش به گردن خودت و نوادگانت حسابی قفل است!
من به همین زنجیره های دوزخی که چفت بستمه شان به دور گردنم خشنودم!
می خواهم تا خرخره در زنجیرش باشم! حداقلش این است که مجال عصیان و برپایی بهشت زمینی را به من میدهد!
ای بابا ! آن دنیا به چه کار ما می آید؟!
بهشت را از من دریغ کنید!...حتی به ذره ای عمل شایسته ام!
بهشتی که دست و پای افکارم را بهم گره میزند پیشکش دوستدارانش!
فریب کثیفی است!
دو شب پیش بمبی صوتی در شهر اهواز واقع در کیانپارس- خیابان الهام -همزمان با آخرین روز های اجرای حکم متهمین به انفجارات چندی پیش اهواز منفجر شد!

حول و حوشای یازده و نیم شب بود که یه صدای انفجار فضا رو پر کرد! اولش فکر کردیم صدای انفجار کابل برقه ولی این صدا یه چیزی عجیب تر و شدیدتر از اون بود ! تو دلم گفتم : بازم یکی دیگه!! صبح زود مطمئن شدیم که 16 خیابون پایین تر یه بمب صوتی منفجر شده! به طوری که صداش تا محل نیو ساید هم رفته بود! و این بمب درحالی منفجر شد که حکم اعدام متهمین بمب گذاری های اخیر صادر شده بود و این پرونده کاملا بسته شده بود!
این بمب نشون داد که مسئولین نظام هنوز عوامل بمب گذاریو دستگیر نکردن و همه ی این پرونده سازی های کشککی و حکم اعدام متهمین بی گناه ,مهره ای برای خاموش کردن صدای رعب و وحشت مردم و بی امنی های اخیر بود! در اهواز بمب منفجر میکنن , تو سیستان آدم ربایی شده سوژه ی سر زبون ها و کرد ها هم از اون سمت گرفته میشن و میگیرن! دیگه این روزا بی امنی و بی قانونی اونقدر مناطق مختلف کشور رو پر کرده که من یاد جنگ های داخلی هزاران سال پیش که برای رسیدن به قدرت و حذف رقیب در داخل کشور انجام میدادن میفتم! با این تفاوت که جنگ اون زمان با اسب و شمشیر بود و امروز با بمب و خمپاره و آدم ربایی! و نتیجش جز تضعیف خاک این مرز و بوم و انسان هاش نیست!
مامان! بابا !دوتا بچه کا فی نیست!! 
توی این فکر بودم که چه موضوعی رو به این فاجعه یا بهتر بگم (( ننگ تاریخی )) اختصاص بدم که سیر تکاملی ایران طی این 27 سال بدجوری جلوی چشمام ظاهر شد! عجب سیر سازنده ای!! باید فکرشو میکردیم روزی کسی به نام احمدی نژاد ریاست جمهوری ایران رو بر عهده بگیره و مارو به یاد 27 سال پیش بندازه! زمانی که خمینی بر کرسی حکومت میشینه و بدون هیچ برنامه ریزی اقتصادی ,اجتماعی , فرهنگی و رفاهی اعلام میکنه (( بچه بیاورید تا نسل مسلمانان افزایش یابد ...بچه بیاورید) ! که البته پشت همین قضایا هم میتونه مسائل سیاسی بزرگتر و عمیق تری پنهان باشه...
و نتیجش هم این میشه که فقر و فحشا و بدبختی مثل خوره جامعه رو فرا میگیره و مردم ایران و به خصوص نسل سومی ها در آتش جرم پیشینیانی با افکار غلط و متحجرانه میسوزند !! و نتیجش این میشه که بردگی و بدبختی سر به فلک میشه و مرگ یا اطاعت از اربابان دو تک گزینه برای رهایی و نجات از این همه بدبختی میشه... روزی که مردم به خاطر مشغله های خوانوادگی و مالی از زنده بودن خودشون هم سیر بشن و به زحمت وقت نفس کشیدن داشته باشند چه برسه به این که بخوان به مسائل روز موجود در جامعشون بپردازن!
و امروز ما بر میگردیم به 27 سال قبل! احمدی نژاد اعلام میکنه که مخالف طرح ! مامان بابا دو تا بچه کافیه ! (( طرحی که اصلاح طلبان در فکر پیاده کردنش و گسترشش در جامعه بودند)) هستیم و مطرح میکنه که جامعه و خوانواده ها پسندیده است که تعداد زیادی فرزند داشته باشن , چرا که! ظرفیت ایران گنجایش دوبرابر ظرفیت امروز رو داره! . و مسئله ای که بیش از اون باعث تاسفه اینه که خانم ها و آقایان اصولگرای سنت اندیشی با بیانیه ی رئیس جمهور امروز همصدا میشن و ابراز علاقه نشون میدن! دیروز نسل قبل از مارو به سلاخی گرفتن و امروز نوبت ماست که با اندیشه ها مون بازی کنن و درون مایه ی اون ها رو از اساس و هستی ساقط کنن! امروز وظیفه ی من , تو و همه ی ماست که در مقابل این برنامه ها و شعار های بی پایه بایستیم و نگذاریم که تراژدی تاریخ دوباره تکرار شود!...نگذاریم که فقر و فحشا و تنگدستی با کمبود امکانات بهداشتی , رفاهی , مسکن و اجتماعی بیش از پیش سر به طغیان بگذاره !!
کیانوش سنجری بازداشت شد.کیانوش سنجری وبلاگ نویس و عضو جبهه متحد دانشجویی بامداد روزيكشنبه در جریان درگیری در برابر منزل آیت الله بروجردی بازداشت شد.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر- 17/ 7 /1385)
کیانوش بازهم بازداشت شد،(مسعود سلامتي):
دراواخرسال پرماجرای 78 دردفتراستیجاری که به جهت انتشار روزنامه گزارش روز دراختیار داشتیم جلسات تشکیلاتی را هم برگزارمی کردیم. کیانوش را اول باردرآنجا دیدم . 16-17 سال بیشترنداشت. آنروز قامت او به رشیدی امروزش نبود.اما دربیان نظراتش ازهمان زمان زبانی گویا داشت. اشتیاق شدید به فعالیت سیاسی که دربین همه بچه های سازمان دانش آموزی مشهود بود دراونیز نمودبارزی داشت. تجمعی نبود که او حاضرنمی شد. بعدها درجبهه متحد دانشجویی هم فعالیت بسزایی نمود ونیزجبهه دمکراتیک ایران .ازجمله کسانی بود که مرارتهای بسیاردرزندان کشید وهمین فشارهای روحی گوناگون موجب شد تا چند باراقدام به خودکشی کند. تمام این سختی ها اما موجب نشد که عزم ترک وطن کند و ترجیح داد چون شماری دیگرازمبارزین درکشوربماند وتا حد امکان به تلاش دردفاع ازحقوق انسانهای تحت ستم وروشنگری افکارعمومی اقدام نماید. آخرین بارکه اززندان آزاد شد سال قبل درچنین روزهایی بود او رابه اتهام ناروای ارتباط با گروههای مسلح بازداشت وپس ازماهها حبس وفقدان مستندی درخصوص این اتهام بی اساس آزادش کردند. اخیرا او به اطلاع رسانی درخصوص ماجرای فقیهی به نام بروجردی که اعتقاد داشت دین سیاسی به دین سنتی لطمه زده و دین باید ازسیاست وحکومت جدا بماند علاقه نشان دادو درحین تهیه گزارشی ازاین قضیه نیز بازداشت شد. مساله این روحانی ودیگرحوادث ماه های اخیرکه توجه برخی محافل سیاسی را معطوف خود نمودبهانه ای شد تا کیفیت نگرش های جریانات سیاسی درشرایط کنونی موردتوجه قرارگیرد که به اختصاراشاره می گردد.برخی معتقدند ازآنجا که نیروهای روشنفکرنتوانستند یخ انجماد توده ها راذوب کنند پس یا باید به راه حلهای فراملی اندیشید یا باید نیروی محرکی را سراغ نمود که قادربه ارتباط وتحرک توده ها باشد. ازآنجا که راه حلهای فراملی منجر به نتایج پیش بینی نشده می گردد پس باید به سوی نیروهایی رفت که اگرچه نتوانند چراغ دمکراسی را برافروزند اما دراستارت زدن حرکت توده ها می توانند موثرباشند.عده ای دیگربراین باورند که دمکراسی خواهی می بایست حرکت رو به پیش باشد وکنشهایی مشابه سیاست نپ ممکن است دردگرگونی وضعیت سیاسی موثرباشد اما این تحول الزاما رو به پیش نخواهد بود مادامی که فرهنگ وبسترفرهنگی دمکراتیک گسترده ونهادینه نشود هرتحول سیاسی تنها تغییرشکلی وصوری خواهد بود وپس ازمدتی محتوای ضد دمکراتیک با نام جدید بازتولید خواهدشد. لذا سخن برآن است که اگرنیروهای دیگری علاوه برروشنفکران بخواهند وارد این کارزارشوند سدو منعی وجود ندارد اما نمی توان انتظارداشت که روشنفکران بعنوان سیاهی لشکرآن نیروها عمل کنند وآزموده را دیگرباربیازمایند. البته این مباحث درنیروهایی که وزن بیشتری به لحاظ پایگاه اجتماعی دارند یعنی تحول گرایان مطرح است ودیگرنیروها نظیراصلاح طلبان که اکنون بعنوان نیروهای فرعی ودرمحاق اند با مباحثی دیگری ازاین قبیل مواجه اند که:برخی معتقد به سیاست ورزی اند ومرادشان ازاین لفظ همانا مماشات با اقتدارگرایان به جهت حفظ اندک پایگاهها قدرت ونیزمحفوظ نگاه داشتن حیات سیاسی لاروگونه خود اند. برخی که تاحدزیادی ازرفرم گرایان عبورکرده اند نیزبراین باورند که مادام که قدرت بی حسابی به نام پول نفت دردست حکومت است ازسیاست گفتن فایده ای عاید نمی شود. چون این منبع ثروت، شرایط ارباب رعیتی رابین دولت وملت حاکم می نماید. بنابراین یا باید کاری کرد که این پول نفت بین مردم مستقیماتوزیع شود تادرموقعیت نسبتا متعادل قوای دولت وملت والتزام یافتن حکومت به مراعات قواعد جامعه مدنی پابه عرصه سیاسی نهاد و یا( لابد) باید به انتظارنشست تا کی این ثروت ملی بپایان رسد وآنگاه می توان به سیاست اندیشید.این اندیشه ورای راه حلهایش گرچه بخشی ازحقیقت رادرخود دارد اما بطرزآشکاری به مساله مهم تریعنی نقش فرهنگ وباورهای خرافی که یک پایه اصلی وضع کنونی وزمینگیرشدن توده هاست را نادیده گرفته است.دراین اوضاع واحوال نیروهای محافظه کارحاکمیت نیزبه سوی یک دوقطبی غیرمنعطف پولاریزه می شوند. دریک سونگرش میلیتاریستی با دغدغه آرمانهای انقلابی که اکنون به شدت درظل منافع اقتصادی رنگ می بازد به بازسازی همان استراتژی که اول بارازسوی رقبای رفرمیست آنان مطرح شده بودیعنی به فتح سنگربه سنگرمشغولند .ازدیگرسو جبهه روحانیان که خود دستخوش شکافهای داخلی "رجعت – نوسازی" است، با جدی گرفتن خطرتهدیدات بین المللی واولویت دادن به حفظ آنچه که ام القرا می خوانند ازیکطرف در پی گریزازشرایط بحرانی بین المللی اند وازطرف دیگردربرابرغولی که مدتی است ازچراغ خارج شده وشاید تا دیروزآنان را تنها درحد گارد محافظ تلقی می کردند دراندیشه وبیمناکند.دراین بین کسانی که به باورغالب مردم وافکارعمومی بین المللی دربسیاری ازسیاستها وتبعات آن ازابتدای انقلاب تا جنگ وتبعات خسارتبارش نقش اصلی راداشته اما همواره خود را شماره 2 تلقی می نمودند نیزباردیگرمترصدند تا با سود جستن ازشرایط پیش آمده داخلی وبین المللی مجددا موقعیت ویژه خودرا حفظ نموده وبزعم خود قدربینند وبرصدرنشینند.درچنین شرایطی جوانان پرشوری چون کیانوش سنجری وامثال او درمسیرزندان ومیدان مبارزه داثما درآمد وشد می باشند واین روند آنچنان تکراروعادی شده که گویی دیگربازداشت این افراد باعث حیرت و واکنش چندانی نمی شود !! شاید در چنین وضعیت نگران کنند ه است که حاکمیت می تواند فاجعه ای چون جان دادن یک زندانی (یک اسیر) همانند اکبرمحمدی وفیض مهدوی را بی آنکه طوفانی درجامعه بپاکند ازسربگذارند. اما تا چه زمان این شرایط دوام خواهد داشت ، پرسشی است که پاسخ آن درگروعزم توده ها ست. (وبلاگ روزنه-مهر۸۵)نگرانی نسبت به وضعیت کیانوش سنجری
.بنا بر گزارشهای رسیده در طی چند روز گذشته نیمی از بازداشت شدگان ناآرامی های شنبه شب در تهران از زندان اوین آزاد گشته اند. این افراد که عموما نقشی در این تجمع نداشته و تنها به عنوان تماشاچی در آنجا حضور داشته اند، پس از آزادی از برخوردهای شدید صورت گرفته با بازداشت شدگان خبر داده و اعلام کردند دستگیرشدگان از کمبود غذا و امکانات بهداشتی در زندان رنج میبرند. گزارش دیگری از زندان اوین حاکی است که یکی از افراد بازداشت شده در جریان این ناآرامی، به دلیل شدت جراحات وارده، ساعت ۱۵:۳۰ روز سه شنبه ۱۸ مهر ماه در بهداری بند ۲۰۹ جان باخت. هنوز صحت این خبر از سوی منبع دیگری تایید نشده است.در این حال با وجود گذشت یک هفته از دستگیری آیت الله بروجردی و سرکوب تجمع هواداران وی، از سرنوشت کیانوش سنجری وبلاگ نویس و عضو جبهه متحد دانشجویی که در جریان این تجمع بازداشت شده بود، اطلاعی در دست نیست. این در حالی است که روزنامه "رسالت" ارگان رسمی حکومت در قسمتی از خبر خود در مورد ناآرامی شنبه شب آورده است "در اين آشوبطلبى يک عنصر سابقهدار به نام کيانوش که در آشوبطلبىهاى سال 78 کوى دانشگاه نقش موثر داشت، بازداشت شده است."منابع آگاه احتمال میدهند اشاره روزنامه رسالت به بازداشت کیانوش سنجری حاکی از این است که وزارت اطلاعات قصد پرونده سازی علیه وی را دارد. این روزنامه پیش از این در مورد اعترافات دکتر رامین جهانبگلو نیز خبر داده بود. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نگرانی خود را نسبت به شکنجه و آزار و اذیت افراد بازداشت شده در جریان این تجمع اعلام داشته و خواهان روشن شدن هر چه سریعتر وضعیت بازداشت شدگان و برگزاری دادگاههای عادلانه برای آنان است. این کمیته همچنین مراتب نگرانی خود را نسبت به شرایط نگهداری و وضعیت سلامتی کیانوش سنجری (که دیروز نیز شایعاتی مبنی بر منتقل شدن وی به بیمارستان انتشار یافت) بیان میکند. و خواهان توجه تمامی نهادها و مدافعین حقوق بشر به شرایط نابسامان این افراد در زندان مشهور اوین است.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)85.07.23شکنجه های روحی و جسمی کیانوش سنجری در بند 209
.طبق اخبار دریافتی کیانوش سنجری در بند 209 زندان اوین تحت آزار و اذیت قرار دارد . طبق گزارشات مامورین بند حتی از قرار دادن پتوی اضافه به وی خودداری می کنند و دائما به وی تاکید می کنند این بار از دستمان فرار نمی کنی! در طول روز چندین بار وی را به بهانه بازجویی از سلول انفرادی خارج می کنند و تحت آزار و اذیت قرار میدهند. کمپین آزادی کیانوش سنجری ضمن محکوم این گونه رفتارها با یک زندانی سیاسی خواهان آزادی هر چه سریعتر کیانوش سنجری می باشد . از تمامی فعالین حقوق بشر در دنیا برای آزادی وی کمک می خواهیم.(کمپین آزادی برای کیانوش سنجری-نوزدهم اکتبر دو هزار وشش-بیست و هفتم مهرماه هزار و سیصد و هشتاد و پنج)( با تشکر از http://www.hamyari.net )
امروز , روزی است که باید از تو گفت!
تویی که دستان کوچکت تصدیق افکار بزرگت را خواهان است...
و ایمان داری که شمشیر تو وسیله ی نابودی گرگ های آدم خواریست که وجود را به تمامی سر میکشند! روح جوان تو می جنگد و تو خیال میکنی این شمشیر وسیله ی دفع بردگی است...
و سلاح تو بیان گویا و اشتیاق توست... زهر آن تا عمق روح اهریمنان چکه چکه فرو میرود و همچون کژدمانی که در میان آتش دست به خودکشی میزنند میسوزنند!
این روز ها همه چیز گواه از روح و افکار توست!
و حکومت ایران اسکندر مقدونی دیگری میشود که تخت جمشید پر عظمت تری را نه به آتش بلکه این بار به زیر آب فرا میخواند!
این روز ها خبر به زیر آب کشیدن پاسارگاد , مقبره ی کوروش کبیر , شاه شاهان و سد سیوند که جنایتگر فرهنگ و تمدن و تاریخ ایران زمین است به گوش میرسد! ولی تا میخواهیم اطمینان پیدا کنیم که مقبره به زیر آب رفته , منبع دیگری به گوشمان میرساند...که این واقعه جز شایعه ای بیش نیست و صحت ندارد!و حالا ما میمانیم بر سر دوراهی عظیمی که به هر سویش که بخواهیم روانه شویم و با هر سازش که بخواهیم برقصیم , فرسنگ ها متر فاصله می یابیم!
البته طرح آبگیری سد سیوند که همراه با به زیر آب رفتن پاسارگاد خواهد بود از همان اوایل سال 1385 مطرح شده بود و باری حکومت ایران میخواست اسکندر مقدونی دیگری در تاریخ باشد !
طرح به زیر آب بردن پاسارگاد , طرح و توطئه ی شوم روشنک و حمله ی اسکندر مقدونی که تخت جمشید را به آتش میکشد و او هم در کشتن فرهنگ و تمدن ایران بر میخیزد را در ذهنم تداعی میکند! و من باز میگردم به هزاران هزار سال پیش...بر میگردم به دوران زندگانی پرعظمت و افتخار این کبیر یگانه! بر میگردم به 2500 سال قبل...به زمان مرگش ! و باز میگردم به زمانی که حقوق دانان سراسر دنیا در پاسارگاد گرد هم آمدند تا یاد و خاطره کوروش بزرگ اولین دموکرات تاریخ را زنده کنند . روزی که محمد رضا پهلوی با نظامیانش به پاسارگاد می آید و در برابر این عظمت جهانی و اسطوره ی تاریخی سر تعظیم فرود می آورد...
ای کوروش آسوده بخواب که ما فرزندانت همه بیداریم...
اسکندر تخت جمشید را به آتش میکشد و حکومت ایران میخواهد اسکندر مقدونی دیگری در تاریخ باشد که با نابودی فرهنگ و تمدن عظیم ایران پیش از اسلام عمر خود را تداوم ببخشد! اما اسکندر می خواره در مستی و بی خبری... و حکومت ایران با عقل و خرد هشیار خویش...
پی نوشت : در روز ۷ آبان جشن با شکوهی برای بنیان گذار حقوق بشر یگانه مرد تاریخ ایران و جهان کوروش بزرگ و همچنین اعتراض به این اقدام برگذار می شود...





